تبليغاتX
نقد تئاتر

  

                                       خبر آرشیوی

 

)دو مکعب در صحنه وجود یکی در سمت راست  و جلوی صحنه، دیگری در سمت چپ انتهای صحنه پشت مکعب سمت چپ x1  در حال کشتن شخصی خیالی است روی مکعب سمت راست x2 درحال خواندن روزنامه با صدای بلند است روی روزنامه  تکه روزنامه هایی با موضوع قتل های فامیلی و ارث چسبانده شده است y1 وX3 با نا امیدی و یاس و حاپلتی حاکی از سر در گمی نسبت به انجام کاری به روبرو می نگرند)

اس:نمی تونم

اگ: من ام نمی تونم

اس: (زیر لب) عشق همچون مرگ توانا ست!!

اگ: چی گفتی؟

اس: نتونستیم بکشیمشون

اگ: آره

اس: زندگی ما رو از بین بردن

اگ: اگه بخوایم با هم باشیم این تنها راهشه، وگرنه راحتمون نمی ذارن

اس:آخه این کار ...

اگ: می ترسی؟

اس: (جواب نمی دهد)

اگ: اگه منو دوست داری...

اس: می دونم

اگ: پس زود باش تمومش کن

اس: چرا نمی فهمی؟

اگ: اگه منو دوست داری...

اس: پس بخند

اگ:(می خندد) بشمار

اس:( پشت به هم می کنند و می روند) 1-2-3(صدا قطع می شود. در وسط صحنه x1 وx2 روبروی هم نشسته و دست یکدیگر را گرفته اند و می خندند نا گهان صدایی می آید که صدای مرگ است دو برادر بلند شده جنازه ایی خیالی را به خاک می سپرند به هم نگاهی زیرکانه می کنند در جای خود می مانند x3 وy1 بر روی دو مکعب و رو به صحنه ایستاده اند

اگ: قضیه چیه؟

اکس: نمی دونم

اگ: به هم جالب نگاه نکردن

اس: مشکل مخارج دفن پدر بزرگه؟

اگ: فکر نمی کنم

اس: پس چی؟

اگ: ارث، بیشتر می خوان

اس: هنوز نمرده که... فکر میکردم این طور بشه اما باورم نمی شد

اگ: توی روزنامه ها ی زیادی خوندم که به خاطر...

اس: فکرشم نکن درسته یه کم تلخن اما دیگه...

اگ: ترسیدم

اس: از چی؟

اگه بفهمن ما می خوایم با هم ازداج کنیم چی؟

اس: اینقدر عجولانه نتیجه نگیر باید مواظب باشیم من هم می ترسم!!!

(x1 و x2 دو مکعب را کمی جلو تر و با فاصله می گذارند و می نشینند رو به تماشاگر از بین آنها طوماری بزرگ عبور می کند، بلند می شوند یکی از ابتدا و دیگری از انتها نامه را می خوانند بتدریج که به هم نزدیک می شوند از نوشته های طومار برافروخته می شوند طومار را می خواهند از هم بگیرند اما بر اثر کش مکش پاره می شود نیم دوری می زنند به هم با عصبانیتی گرگ گونه نگاه می کنندx3 وy1 در يك دايره به دور هم در وسط صحنه مي گردنند در درون اين دايره دو مكعب قرار دارد كهx1 وx2 پشت به هم نشسته اند و دو ظرف نامتعادل و شفاف پر از خون در جلوي آنها ست  و هر كدام يك بسته اسكناس در دست دارند بر روي يك بسته پول به زبان فرسي وديگري به انگليسي نوشته شده است هر كدام از پول ها به يك زبان است)

اس: سر ارثه عين دو تا حيون افتادن به جون هم

اگ: ديرو ز بابام مي خواست بياد خونتون رو آتيش بزنه (خنده تلخ)

اس: يه كاري دست هم ميدن

اگ:آدم ها زود تغيير ميكنن

اس: آدم ها توي شرايط تغيير ميكن  بوی پول هر آدمی رو مست میکنه (نا آرام است ناگهان بي مقدمه و با ناراحتي) بابام رفته يه اسلحه خريده

اگ: هان؟

اس: (ديوانه وار) باورم نمي شه بابام رفته اسلحه خريده

اگ: چرا؟

اس: ميترسم، مي ترسم اتفاق بدي بيفته

اگ: از كجا خريده؟

اس: (سرش را به علامت اينكه نمي داند تكان مي دهد)

اگ: مي خوان هم ديگه رو بكشن؟

اس: به خاطر پول

(به انتهاي صحنه مي روند x1وx2  پول را در خون ميزنند و مي خورند بلند مي شوند به يكديگر نگاه مي كنند در همان محوطه به صورت دو گرگ درنده كه هم ديگر را برانداز مي كنند و زوزه مي كشند)

(x3و y1در طول صحنه و به صورت بر عكس حركت مي كنند y1حالتي نامتعادل دارد )

اگ:جلو نيا

اس:آخه چي شده؟

اگ: مي گم جلو نيا

اس: چرا؟

اگ: نميخوام ببيني

اس:چی رونبینم؟ نبايد بدونم چي شده؟

اگ:بدوني كه چي بشه؟ همه چيزو فهميد؟

اس:كي فهميد؟ چي رو فهميد؟

اگ: ببين( خود را به x3 نشان ميدهد کتک خورده است ) خوشت مياد؟

اس: ( در جايش خشك مي شود)كي اين كارو با هات كرده؟

اگ: فهميده كه ما با هم ايم، ميگه تو عاشق دشمن مني؟، بايد كشته بشي

اگه اون دوست آي كثافتش توي خونه نبودن حتما منو ميكشت

اس:  منم از خونه انداخت بيرون. بابام گفته تا وقتي تو رو مي شناسم يعني اونو نمي شناسم.

اگ: مگه وصيت نامه نبود؟

اس: نابودش كردن تا هر كي زرنگ تر بود بالا بكشه

اگ: ارزش داره؟

اس: بالاخره مي فهمن كه نداره اما دم مرگ

اگ: چقدر عجيبه، هم چيز يه دفعه ريخت به هم

اس: پول،  پول هر آدميو، هر شرايطيو مي تونه عوض كنه

اگ: ( به صورتش دست می زند) مي سوزه

اس: شرافته كه داره مي سوزه اما مهم نيست

اگ: چي كار كنيم؟

اس: چي رو؟ اون ها رو يا خودمونو؟

اگ:هر دوتا رو

(x1 و x2 كمي جلوتر هر يك در حال بلعيدن عضوي از بدن يكديگر هستند كه اين عضو دست است و به صورت آستين جدا شده از كت هايي كه بر تن دارند ديده مي شود در حين خوردن زوزه مي كشند ودر نهايت آستين ها را به طرف هم پرت مي كنند x3و y1 صورت به صورت هم و نيم رخ ايستاده اند )

اس: راهش چيه؟

اگ: هيچي، بليط گرفته مي گه بايد بري

اس: كجا؟

اگ: براي اينكه تو دنبالم نياي گذاشته دم پرواز بفهمم به عموهم پيغام داده اگه جون بچه ات دوست داري بگو دور دختر من نگرده وگرنه استخون ها شو پس ات مي دم

اس: باورم نميشه من بدون تو ...(y1 حرفش را قطع مي كند)

اگ: من هم هينطورم  من هم تو رو .... (كمي فكر)

 اس:توي فكرت چيه؟

اگ: اگه بخواد منو بفرسته هيچ كاري نمي تونم بكنم، ازش مي ترسم

اس: من نمي ذارم

اگ: آخه چطوري؟ تو كه خودت نتونستي از پس بابات بر بياي و اندخت از خونه بيرون مي خواي برا من چي كار كني؟

اس:( به روي خودش نمي آورد) حالا كي هست؟

اگ: يه گنده بك دائم الخمر كه شركت  هاي غير قانوني داره

اس:آخه كجا؟

اگ: گفتم كه ني دونم، فرض هم بدوني و پاشي بياي مثل يه سگ مي كشتد(X3ناراحت مي شود( ببخشيد از دهنم پريد

اس: (عصباني) مثل اينكه بدت نمي ياد؟ اگه من به بابام چیزی نگفتم به خاطر اینکه پدرمه همین

اگ: برات متاسفم اگه دوستت نداشتم اين همه خودمو درگير نميكردم

اس: آدمها معلق اند بعضي وقت ها اصلا معلوم نيست چه اتفاقي داره مي افته همه چي بهم گره خورده آدم...(y1 حرفش را قطع مي كند)

اگ: مي شه تمومش گني اين حرفا رو ؟ حرف آخر، من نمي خوام برم.

اس : پس چي كار كنيم؟

اگ: ( كمي مردد بر مي گردد از X3 دور مي شود) هردو شونو بكشيم

اكس: چي؟

اگ: با همون اسلحه بابات

اس: چرا چرند مي گي؟

اگ: جدي گفتم

اس: ديونه زده به سرت

اگ: من نمي خوام برم دوست دارم اينجا كنار تو باشم...(X3 حرفش را قطع مي كند)

اس: بسه ديگه توي اين  وضعيت شوخيت گرفته؟

اگ: نه( با دستش اسلحه ايي درست مي كند) يكي من دارم يكي تو

(X3وy1  انتهاي صحنه كنار هم پشت به تماشاگر كرده اند x1 و x2 با همان صفات گرگ در حال كندن زمين اند بعد از كندن زمين به سراغ فرزندان خود مي روند روح آنها را كشته به دندان گرفته و در قبر فرو مي كنند و رويش را  مي پوشانند به هم دندان نشان مي دهند)

اس:نمی تونم

اگ: من ام نمی تونم

اس: (زیر لب) عشق همچون مرگ توانا ست!!

اگ: چی گفتی؟

اس: نتونستیم بکشیمشون

اگ: آره

اس: زندگی ما رو از بین بردن

اگ: اگه بخوایم با هم باشیم این تنها راهشه، وگرنه راحتمون نمی ذارن

اس:آخه این کار ...

اگ: می ترسی؟

اس: (جواب نمی دهد)

اگ: اگه منو دوست داری...

اس: می دونم

اگ: پس زود باش تمومش کن

اس: چرا نمی فهمی؟

اگ: اگه منو دوست داری...

اس: پس بخند

اگ:(می خندد) بشمار

اس:( پشت به هم می کنند و می روند) 1-2-3

( بر گردن x1 وx2 طنابی ضخیم و خونی بسته شده است  طنابی که بر اثر فشاری که دو طرف وارد کرده اند  گردن آنها را شکسته و خفه شده اند بر صورت هر دو ماسکی از گرگ است در دست آنها طنابی است که به گردن x3 و y1  حلقه شده ست آنها نیز مقابل هم بر روی زمین افتاده اند)

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 16:30 توسط محمد مسعود طیبی |