تبليغاتX
نقد تئاتر - براي اندام پوسيده تئاتر امروز فكري بكنيم يا گذشته نداشته را احيا كنيم؟
عجيب است كه براي ما ايرانيان چه در دوران باستان و چه اكنون و احتمال زياد هم آينده هنر فقط معناي مطربي دارد و لاغير. نگاهي كه به گذشته ي گسسته و زشت اين سرزمين نشان از اين مهم دارد كه حتي به مقوله رقص هم بي اعتنايي كرده ايم. زيرا هرگز اصول و قانوني براي آن تدوين نشده است. برخي از محققين كوشيده اند كه به هر زور و فشاري كه شده ثابت كنند كه در ايران نمايش وجود داشته! اما اينكه بگويم مثلا قوانيني وجود داشته اما چون براي طبقه پايين دست جامعه بوده و بزرگان جامعه نسبت به آن اعتنايي نكرده و بنابراين ٬ اين قوانين به ثبت نرسيده اند درست است؟ با كدام مدرك و دليل؟ كدام برهان؟ بايد اولين نكته اي كه بدان توجه نكرده اند را به ياد آور شد٬ كه علم٬ اما و اگر و حدس و شايد نمي پذيرد و تاريخ يك علم است. حال چه تعصبي وجود دارد كه ما به زور به همه القاء كنيم كه ما نمايش داشتيم؟ و اصولا چه اهميتي دارد كه داشته ايم يا نداشته ايم؟ اگر لطفي را شامل حال خود كنيم مي توانيم بگويم لودگي و مسخره گي داشتيم نه نمايش. كه آن لودگي را هم نيز مديون كولي هاي دوره گردي هستيم كه قرن ها پيش به دستور شاهان از هند وارد ايران شدند. در ضئمن چگونه مي توان مراسم عذا داري را نمايش نمايد؟ سوگ سياوش نمايش است؟ نه عذا داري ست. قالي شويان و مراسم عاشوار نيز نمايش نيست و صرفا عذا داري ست. چند مانع بزرگ براي شكل گيري اين مهم وجود دارد: اول كشوري فقير و خشك كه ساكنين آن براي بدست آوردن قدري آذوقه يكديگر را پاره٬ پاره و گاهي به دوقسمت مساوي يا نامساوي تقسيم مي كردند٬ در چنين كشوري چگونه مي توان به فكر نمايش بود؟ با نگاهي به هرم مزلو كاملا اين مهم را در مي يابيم. او مي گويد اولين نياز بشر تامين منابع ابتدايي او همچون غذا و سر پناه است و بعد اين انسان مايل است در جمع قرار گيرد٬ در ادامه او حس احترام را مي طلبد و بعد خلق كردن را كه هنر در اصل در راس اين هرم قرار دارد٬ پس نمي توان در اين جامعه توقع خلق هنر را داشت٬ جامعه اي افراد آن نمي تواندد خود را تامين كنند به طور حتم پول اضافي براي حمايت از هنر كه امري توليدي نيست را ندارند. دوم اينكه وجود دين هاي تك خدايي هرگز اجازه چنين امري را نمي داد٬ از آنجا كه دين امري است براي حكومت و به دست آوردن قدرت چه قبل و چه بعد از حمله اعراب به ايران كه بوي از هنر نبرده بودند٬ تصوير سازي و صورت بندي و شبيه سازي كسي٬ اتفاقي و يا هر چيز ديگري دخالت در امور پروردگار محسوب مي شد و ممنوع بود و چون انقاد از حكومت نيز همراه آن بود ممنوع تر شد. صحبت در مورد ايران و شايد آيين هاي شبه نمايشي بسيار مجال مي خواهد كه اگر وفقي باشد بدان به مرور زمان و به تفكيك خواهيم پرداخت. حال معلوم نيست چرا به جاي اينكه به امروز خود بپردازيم و وضع اسف بار و نكبت انگيز لاشه ي تئاتر خود را نجات دهيم در فكر احياي گذشته نداشته خويش هستيم؟
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 8:20 توسط محمد مسعود طیبی |